تبليغاتX
پیش به سوی کامیابی
پیش به سوی کامیابی

بهشت زمانی است که شما دارای: حقوق آمریکایی، خانه بریتانیایی، غذای چینی، اتومبیل آلمانی، و زن ایرانی باشید.


جهنم زمانی است که شما دارای: اتومبیل آمریکایی، زن بریتانیایی، خانه چینی، غذای آلمانی و حقوق ایرانی باشید.

نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 19:9 توسط کاوه| |
خانمی سه پیرمرد را در جلوی درب خانه اش دید.


- شما را نمی شناسم ولی اگر گرسنه هستید بفرمایید داخل.


اگر همسرتان خانه نیستند، می ایستیم تا ایشان بیایند.


همسرش بعد از شنیدن ماجرا گفت: به داخل دعوتشان کن.


بعد از دعوت یکی از آنها گفت: ما هر 3 با هم وارد نمی شویم.


خانم پرسید چرا؟


یکی از آنها در پاسخ گفت: من ثروتم، آن یکی موفقیت و دیگری عشق است. حال با همسرتان تصمیم بگیرید کدام یک از ما وارد خانه شود.


بعد از شنیدن، شوهرش گفت: ثروت را به داخل دعوت کن. شاید خانمان کمی بارونق شود.


همسرش در پاسخ گفت: چرا موفقیت نه؟


عروسشان که به صحبت این دو گوش می داد گفت چرا عشق نه؟ خانمان مملو از عشق و محبت خواهد شد.


شوهرش گفت: برو و از عشق دعوت کن بداخل بیاید. خانم به خارج خانه رفت و از عشق دعوت کرد امشب مهمان آنها باشد.


3نفر دیگر نیز به دنبال عشق براه افتادند. خانم با تعجب گفت: من فقط عشق را دعوت کردم!


یکی از آنها در پاسخ گفت: اگر ثروت و یا موفقیت را دعوت می کردید، 2 نفر دیگرمان اینجا می ماند. ولی هرجا عشق برود، ما هم او را دنبال می کنیم.
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 19:5 توسط کاوه| |
آهنگری بود که با وجود رنج های متعدد و بیماری اش عمیقاً به خدا عشق می ورزید. روزی یکی از دوستانش که اعتقادی به خدا نداشت از او پرسید: تو چگونه می توانی خدایی را که رنج و بیماری نصیب می کند دوست داشته باشی؟ آهنگر، سر به زیر آورد و گفت: وقتی می خواهم وسیله ای آهنی بسازم یک تکه آهن را در کوره قرار می دهم. سپس آن را روی سندان می گذارم و می کوبم تا به شکل دلخواهم درآید. اگر به صورت دلخواهم درآمد، می دانم که وسیله مفیدی خواهد بود. اگر نه، آن را کنار می گذارم. همین موضوع باعث شده است که همیشه به درگاه خداوند دعا کنم که خدایا! مرا در کوره های رنج قرار ده، اما کنار نگذار ...

نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 18:59 توسط کاوه| |

مشكلات مانند دست اندازهای جاده اند كمی از سرعتتان كم می كنند اما از جاده صاف بعد از آن لذت خواهید برد ، زیاد روی دست اندازها توقف نكنید به حركتتان ادامه دهید

 عكس تصویر تصاویر پیچك ، بهاربيست Www.Bahar-20.com

ما در جهانی لبریز از عشق به سر می بریم در قلب همه چیز نیكی نهفته است این نیكی را به میزانی كه به جهان ابراز كنیم دریافت خواهیم كرد

 

پل ها را خراب نكنید ، از اینكه مجبور خواهید شد چند بار دیگر از همان رودخانه عبور كنید متعجب خواهید شد 

 

هر از گاهی درزندگی خودت را به خطر بیانداز و شانست را امتحان کن اگر از صحبت کردن در مقابل حضار می ترسی به گونه ای آن را امتحان کن

 

همواره برای کسب معنویت به کاری که انجام می دهی عشق بورز اگر به هر کاری که انجام میدهی عشق بورزی پس تو بهترین کاری را که میتوانی انجام خواهی داد

 

به دنبال هدایای زندگی باش و از آنها لذت ببر اما مواظب باش که نگذاری آنها صاحب تو و ارامش خاطرت شوند

  

زمانی كه شب بسیار تاریك بنظر میرسد صبر كن صبح فرا میرسد

 

ماتبدیل به همان چیزی میشویم که به ان میاندیشیم ...ما در نهایت شبیه ان چیزی می شویم که مغزمان به طور مداوم روی ان تمرکز دارد

  

ما به دیگران خدمت میکنیم زیرا خداوند را دوست داریم اگر هر دلیل دیگری در پشت کار به اصطلاح خیرمان نهفته باشددیگر آن کار خیر نیست

 

اگر همواره مانند گذشته بیندیشید، همیشه همان چیزهایی را به‌دست می‌آورید كه تا بحال كسب كرده‌اید

 

پذیرش تغییر و دگرگونی به معنی پذیرش شادی بیشتر است؛ و مقاومت در برابر آن اندوه به بار می ‌آورد

   

شما نمیتوانید با تنفر داشتن از دیگری خودتان را به خدا نزدیکتر کنید، چه معتقد باشید که این خشمی بجاست و یا نه. رابطه میان روح - که شما هستید - و خدا بر اساس عشق است. و جاییکه عشقی پاک وجود دارد، هیچ جایی برای هیچ نوع خشمی وجود ندارد

  

اگر کسی متوجه زندگی و درسهایش باشد و از آن قدر دانی کند و درک کند چیزهایی که در زندگی به صورت مشگلات ظاهر می شونددر حقیقت هدیه های خداوند برای قوی تر ساختن ما هستند این نگرش به او کمک میکند

 

هر وقت میخواهی كاری بكنی یا آن را با عشق انجام بده یا اصلا آن كار را نكن

  

مهم ترین عشقی که انسان ها میتوانند نثارخداوند کنند این است که ابتدا انسان های دیگر را دوست بدارند

    

یك راه مستقیم و ساده به سوی خدا این است كه هر روز شخصی یا چیزی را برای دوست داشتن بیابیم

  

اگر به كسی عشق می ورزید بگذارید احساس شما را بداند از همسر و فرزندتان حتی وقتی حس خوبی ندارید تشكر كنید

 

كسی كه از اشتباهات دیگران خشم گین میشود كسی است كه اشتباها ت خودش را فراموش كرده است

   

     آرامش آن چیزی نیست که در مکانی بی سر و صدا، بی مشکل، بی کار سخت، یافت می شود، چیزی است که می گذارد در میان شرایط سخت، آرامش در قلب ما حفظ شود. این تنها معنای حقیقی آرامش است.  

 

صدای خدا اغلب توسط چیزهایی که در زندگی بیرونی مردم اتفاق می افتد با انهاصحبت می کند

 

در سخت ترین ودردناک ترین لحظات انسان در اغوش خداوند است

       

نوشته شده در پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 22:33 توسط کاوه| |

اسم شما چه رنگی است ؟؟؟؟؟؟

آیا تا به حال به این نکته فکر کرده اید که چرا انسانها همانند رنگها تغییر

میکنند و این تغییرات تا چه اندازه شبیه یکدیگرند؟روانشناسان معتقدند که

همه ما به نحوی تحت تاثیر رنگها هستیم و تاثیر محیطی ما بیشتر تابعی از

تاثیرات رنگهاست.بسیاری از این روانشناسان نیز بر این باورند که علاوه بر

تاثیر پذیری از رنگها،برای نام هر فرد نیز رنگ مخصوصی وجود دارد که می

تواند بر زندگی او تاثیر بگذارد.شما بیشتر با کدام رنگ آشنا هستید؟اکنون

رنگهای هماهنگ با ارقام و حروف را کنار یکدیگر قرار دهید و به نتیجه

مطلوب برسید.
قرمز:1 ش،س،ج،الف
نارنجی:2 ت،ث،ک،ب

زرد:3 ی،ل،ص،ض

 سبز:4 و،م،د،ژ
آبی:5 چ،ن،ط،ظ
نیلی:6 ح،خ،ف
بنفش:7 ع،پ،غ
صورتی:8 ز،ق،ه

طلایی:9 ر،ذ،گ

 
برای رسیدن به نتیجه مطلوب،ابتدا اسم و فامیل را کنار هم قرار می دهیم،مثلا مهین برازش،اکنون اعداد را کنار هم می گذاریم و با هم جمع می کنیم: 1+8+1+9+2+5+3+8+4=41 دوباره ارقام عدد 41 را جمع کنید:
1+4= 5
عدد 5 مربوط به رنگ آبی است که رابطه مستقیم با شخصیت مهین برازش دارد.


رنگ آبی:
به احتمال قوی دیگران شما را شخصیتی بدون تعارف و بدون تشریفات می دانند و شاید هم به همین دلیل برایشان بسیار جالب توجهید.عاشق آزادی هستید و برایتان این واژه مقدس و با ارزش است.بنابراین هرگز نمی توانید در محیطی کار کنید که به شما تحکم شود.اگر این همه دنبال تنوع هستید،به این دلیل است که اعتقاد زیادی به حقیقت دارید و از اینکه در هر تجربه ای درسی بزرگ نهفته است ،زندگی را به نسبت دیگران بسیار لذتبخش می بینید،هر چند مشکلات آن زیاد باشد.
روحیه سرکشتان باعث میشود کمتر در یک جا بند شوید و بتوانید با یک جا ماندن برای خود شهرتی بهم بزنید.شما در هر محیطی که قدم بگذارید،میتوانید صلح و آرامش را در آنجا برقرار کنید.اما گاهی که احساس منفی دارید،بسیار تنبل میشوید و دلتان نمی خواهد انرژی فراوانتان را در مسیری درست به مصرف برسانید.در چنین حالتی احتیاج به مکانی خلوت دارید تا تعادل روحی-روانی خود را دوباره به دست آورید.



رنگ صورتی:
دارای قدرت جسمی بالایی هستید و به خاطر اراده ای که دارید میتوانید رویاهایتان را به راحتی به واقعیت تبدیل کنید.با مسئولیتها به راحتی کنار می آیید و میتوانید دیگران را در مشکلاتشان راهنمایی کنید.از نظر عاطفی قوی و عمیق هستید و برای رسیدن به اهدافتان عشق به همنوع در شما آنچنان زیاد است که تصور میکنید بجز خدمت به بشریت مسئولیت دیگری ندارید،اما در عین حال صمیمیت بیش از اندازه با دیگران برایتان سخت است.در مقام یک رئیس میتوانید موفقیت های بزرگی به دست آورید.گاهی اوقات برای رسیدن به اهداف خود،حتی سلامتی خودتان را نیز فراموش میکنید.

رنگ زرد:
بسیار تیزهوش،خوشبین و فعال هستید و هرگز در ابراز آنچه که می خواهید بر زبان بیاورید،کم نمی آورید.به خاطر زنده دلی،داشتن قوه ابتکار و مستعد بودن در تمامی زمینه ها،روابط عمومی خوبی دارید و همیشه دور و برتان پر از دوستان متنوع است.با وجودی که روحیه بسیار شادی دارید،هرگز احساس رضایت نمی کنید،مگر اینکه شادیهایتان را با دیگران تقسیم کنید.شاید تنها ایراد شما ،قدرت تخیل و تجسم بیش از اندازه تان است که گاهی شما را در خود غرق میکند تا بتوانید مسیر زندگیتان را مشخص کنید.از طرف دیگر اگر نتوانید از انرژی خود در مسیر درستی استفاده کنید،در آخر خواهید دید که بیشتر اهدافی را که شروع کرده اید،ناتمام گذاشته اید.باید تمرکز خود را تقویت کرده و به مقصود برسید.

رنگ قرمز:
گاه جاه طلب هستید وبرای رسیدن به اهداف خوداهمیتی نمی دهید که دیگران نیز فدا شوند.قرمز،رنگ نیروی زندگی،حیات و جسارت است.همیشه سعی میکنید که روی صحنه به فعالیت بپردازید و مورد توجه قرار بگیرید.با اینکه بسیار خونگرم هستید،به سادگی تحریک میشوید و ممکن است حتی در اوج شادی نیز ناگهان و با کوچکترین بهانه ای،اخمهایتان در هم برود و در لاک خود فرو بروید.باید سعی کنید که از انرژی فوق العاده زیادتان در جهت مثبت استفاده کنید تا باعث افسردگی تان نشود.گاهی نیز به سرعت،صبر و حوصله خودتان را از دست میدهید و به دیگران زور می گویید.اما یادتان نرود که هر کسی روش بخصوصی برای پیشرفت در زندگی دارد و آنچه را که فکر میکنید برای شما مناسب است.شاید برای دیگران کاملا مضر باشد.

رنگ نیلی:
زندگی شما به زندگی انسانهای عارف شباهت دارد و مردمی که با آنها سر و کار دارید،بیشتر نزد شما به گناهانشان اعتراف میکنند.با عشق و علاقه ای که به پاکی و زیبایی های دنیا دارید،میتوانید توان و شادی فوق العاده ای به افراد افسرده ببخشید.به غیر از روحیه و شخصیت نوع دوستی که دارید،از یک حس ششم بسیار قوی نیز برخوردارید که این خود باعث میشود به راحتی از مشکلات مردم باخبر شوید.بسیار سخاوتمند و با قدرت هستید.عاشق زندگی و خانواده هستید و تنها وقتی از خودتان راضی میشوید که بتوانید عشق و علاقه تان را به دیگران ببخشید.بسیار عادل هستید و با کمترین بی عدالتی در مورد دیگران آزرده خاطر میشوید.بیشتر دوستان برای طلب کمک به شما روی می آورند.


رنگ بنفش:
عاشق کند و کاو و جستجو برای رسیدن به هر پدیده ای هستیدو شاید هم به این دلیل عشق به علوم نا آشنا در شما به حد کافی وجود دارد و همین مساله باعث میشود به رشته هایی نظیر یوگا و «تی ام» روی بیاورید.هیچ اتفاقی را به راحتی نمی پذیرید،مگر آنکه خودتان شخصا آن را تجربه کنید.اعتقاد دارید که به هر چه نیازمندید،در درون شما وجود دارد و در حل مشکلات سعی میکنید راه حل را در روح و درون خود بجویید.در رابطه با شرایط زندگیتان بسیار حساس هستید و در واقع ذهن شما می تواند مثل یک گیرنده فعالیت کند.عاشق تنهایی هستید و هماهنگ شدن و یا کنار آمدن با دیگران،یکی از مشکلات بزرگ شما به شمار میرود.
رنگ طلایی:
هر چیزی فقط حد بالایش میتواند رضایت خاطر شما را برآورده کند.از طرف دیگر ،رفتار و کلامتان چنان جذابیتی دارد که بندرت ممکن است کسی با شما آشنا شود،ولی شیفته تان نشود.دانش و آگاهی شما نسبت به زندگی غیر قابل توصیف است.کم اتفاق می افتد که افسرده شوید،زیرا به هر چیزی با خوشبینی زیاد نگاه میکنید.میتوانید معلم خوبی باشید و تمام تجربیاتتان را به دیگران منتقل کنید.در هر فعالیت گروهی ،به راحتی مورد توجه قرار میگیرید و مثل یک جادوگر افسانه ای می توانید شرایط منفی را به بهترین موقعیت تبدیل کنید.

رنگ سبز
برایتان خیلی مهم است که برای خودتان برنامه روزانه تعیین کنید و نظم و انضباط برای شما اهمیت زیادی دارد.بندرت ممکن است زندگیتان آشفته و بی هدف باشد.دیگران اغلب برای گرفتن راهنمایی های جدی نزد شما می آیند و شما عاشق کمک به آنها و حل مشکلاتشان هستید.تکامل شخصیت برایتان ارزش بسیار زیادی دارد و برای گسترده تر ساختن افق دانش خود،هرگز از آموختن باز نمی مانید.تغییر و تحول را بر نمی تابید و ترجیح می دهید روی هدف ثابتی به فعالیت بپردازید.باید سعی کنید همزمان با زندگی و تازگی های آن حرکت کنید،احترام به آداب و رسوم گذشته بسیار با ارزش است،ولی با آنها زندگی کردن رکود ذهنی به دنبال خواهد داشت.

رنگ نارنجی:
شوخ طبعی و بذله گویی بخصوصی را که به ارث برده اید،باعث شده محبوب همه باشید.نشاطی که از خود نشان میدهید آرزوی قلبی خیلی هاست.اغلب تجربیات زندگیتان رنگ عاطفی دارد.شخصیتی بسیار جذاب و دوست داشتنی دارید و متاسفانه گاهی اوقات بیش از اندازه غلو میکنید و بین احساس و عقل در میمانید.سعی کنید کمتر تحت تاثیر دیگران قرار بگیرید.حتما نتیجه کار نباید رضایتبخش باشد.مکنونات قلبی خود را ابراز کنید و مطمئن باشید بر قلبها خواهید نشست.
نوشته شده در پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 22:27 توسط کاوه| |

سال ها دو برادر با هم در مزرعه اي كه از پدرشان به ارث رسيده بود زندگي مي كردند . آنها يك روز به خاطر مسئله كوچكي به جر و بحث پرداختند . و پس از چند هفته سكوت اختلافشان زياد شد و از هم جدا شدند .

يك روز صبح زنگ خانه برادر بزرگتر به صدا در آمد . وقتي در را باز كرد مرد نجاري را ديد . نجار گفت : « من چند روزي است كه به دنبال كار مي گردم . فكر كردم شايد شما كمي خرده كاري در خانه و مزرعه داشته باشد . آيا امكان دارد كمكتان كنم ؟ »

برادر بزرگتر جواب داد : « بله اتفاقا من يك مقدار كار دارم . به آن نهر در وسط مزرعه نگاه كن آن همسايه در حقيقت برادر كوچكتر من است . او هفته ي گذشته چند نفر را استخدام كرد تا وسط مزرعه را بكنند و اين نهر آب بين مزرعه ي ما افتاد . او حتما اين كار را به خاطر كينه اي كه از من به دل دارد انجام داده . » سپس به انبار مزرعه اشاره كرد و گفت : « در انبار مقداري الوار دارم از تو مي خواهم بين مزرعه ي من و برادرم حصار بكشي تا ديگر او را نبينم . » نجار پذيرفت و شروع كرد به اندازه گيري و اره كردن الوار . برادر بزرگتر به نجار گفت : « من براي خريد به شهر مي روم اگر وسيله ي نياز داري برايت بخرم . » نجار در حالي كه بشدت مشغول كار بود جواب داد : « نه چيزي لازم ندارم ... »  هنگام غروب وقتي كشاورز به مزرعه برگشت چشمانش از تعجب گرد شد . حصاري در كار نبود . نجار به جاي حصار يك پل روي نهر ساخته بود. كشاورز با عصبانيت رو به نجار گفت : « مگر من به تو نگفته بودم برايم حصار بسازي ؟ »  

در همين لحظه برادر كوچتر از راه رسيد و با ديدن پل فكر كرد برادرش دستور ساختن آن را داده به همين خاطر از روي پل عبور كرد و برادر بزرگترش را در آغوش گرفت و از او براي كندن نهر معذرت خواست . وقتي برادر بزرگتر برگشت ، نجار را ديد كه جعبه ي ابزارش را روي دوشش گذاشته بود و در حال رفتن است . كشاورز نزد او رفت و بعد از تشكر از او خواست تا چند روزي مهمان او و برادرش باشند . نجار گفت : « دوست دارم بمانم ولي پل هاي زيادي هست كه بايد آنها را بسازم . »

نوشته شده در پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 22:24 توسط کاوه| |
شبي از شبها مردي در خواب مي ديد كه با خداوند در طول ساحل قدم ميزند . هر لحظه بر پهنه آسمان صحنه هايي از زندگيش آشكار ميشد . در هر صحنه دو رد پا بر روي شنهاي ساحل ديده ميشد يكي ، از آن او و ديگري از آن معبودش . او متوجه شد در مواقعي از زندگيش فقط يك رد پا وجود داشت همچنين متوجه شد اين لحظات دقيقاً همان زماني بود كه او در زندگي احساس نا اميدي ، تنهايي و شكست ميكرد . به خداوند گفت : بار خدايا تو گفته بودي مصممي در تمام طول زندگي با من باشي و مرا ياري كني . اما درست در مواقعي كه احساس ناراحتي و نااميدي ميكردم و به تو نياز داشتم مرا تنها گذاشتي . و خداوند به او پاسخ داد : اي آفريده عزيز من ، من ترا دوست دارم و هرگز ترا تنها نميگذارم . آن مواقعي كه احساس نااميدي داشتي و رنجي را تحمل ميكردي و فقط يك رد پا بر روي ساحل وجود داشت تو تنها نبودي و آن زماني بود كه من تو را روي شانه هايم گذاشته بودم و فقط رد پاي من بر ساحل به جاي مانده بود .

نوشته شده در پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 22:22 توسط کاوه| |

  هفت راه كاشتن بذر آرامش و سعادت در ذهن

مرتبط با :
ارسال شده در: یکشنبه 26 خرداد1387

 

قانون1:  بيائيد ذهنمان را سرشار از فكر آرامش، شجاعت، سلامتي و اميد كنيم زيرا زندگي ما همان چيزي است كه ذهنمان مي سازد.

قانون 2:  بيائيد حتي با دشمنان حتيٌ الامكان درگير نشويم ، زيرا اين كار بيشتر از آن كه آنها را آزرده خاطر كند، از ما نيرو مي گيرد. بيائيد حتي يك دقيقه را هم صرف فكر درباره كساني كه دوست نداريم نكنيم.

 قانون 3:
الف- به جاي نگراني درباره ناسپاسي، انتظار ناسپاسي داشته باشيم.
يادمان باشد كه حضرت مسيح فقط در يك روز ده آدم جذامي را شفا داد وفقط يك نفر از او تشكر كرد.ب- يادمان باشد كه تنها راه دست يافتن به خوشحالي وسعادت، انتظار تشكر از ديگران نيست، بلكه بخشش را بايد به خاطر شادي بخشش ‌ دوست داشت.
د- يادمان باشد كه سپاسگزاري را بايد همچون بذري كاشت بنابراين اگردوست داريم، فرزندانمان آدمهاي شكرگزاري بار بيايند، بايد اين صفت را به آنها بياموزيم.

قانون4: 
هميشه چيزهايي را كه بايد شكرشان را به جا بياوريد بشماريد، نه مشكلاتتان را.
قانون 5: از ديگران تقليد كوركورانه نكنيم. خودمان را بشناسيم وخودمان باشيم زيرا حسادت يعني جهل و تقليد يعني خودكشي.

قانون 6:  وقتي تقدير به دستمان يك ليمو ترش ميدهد، از آن شربت درست كنيم.

قانون 7:  با اندكي شاد كردن ديگران، اندوه خود را از ياد ببريم. وقتي به ديگران نيكي مي كنيد به خود نيكي كرده ايد. 

                                                                           ديل كارنگي

و اما.....

حقیقت را باید در جایی نزدیک خودمان پیدا کنیم ... در وجود گرد گرفته خودمان ..........

به راستی می توان آرامش واقعی را در جایی جز یاد خدا پیدا کرد.

چقدر به این جملات اعتقاد دارید :

الا بذکر الله تطمئن و القلوب

هو الرزاق

اگر تا حالا برای رسیدن به آرامش و خواسته هایتان هزاران راه را رفته اید و هنوز به آن نرسیده اید و اگر شما از آن دسته افرادی هستید که هروز به دنبال جدید ترین نکته یا کتاب در ضمینه روانشناسی و یا فرا روانشناسی می گردید ..... فقط می خوام بگم اونی که تو رو آفریده گفته : 

هیچ دلی به آرامش نخواهد رسید مگر با یاد ما

نوشته شده در پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 22:15 توسط کاوه| |

 

نوع احساسي كه دربارة ديگران داريم به رفتارهاي آنها بستگي ندارد بلكه به نگرش خود ما مربوط است . اكثر آدمها بيشترين وقت خود را صرف جستجوي عيبهاي ديگران مي كنند و كمتر به خوبيهاي آنها مي پردازند . اگر قرار است بر ويژگيهاي افراد تمركز كنيم حداقل بهتر نيست كه از ويژگيهاي مثبت آغاز كنيم ؟ اگر از شما بخواهيم كه عيبهاي مادرتان را بگوييد آيا چيزي براي گفتن پيدا نمي كنيد ؟ اگر بگويم كه “ 5 مورد از مواردي را كه در ارتباط با وضع ظاهر ، نگرش و رفتار او نمي پسنديد ، نام ببريد “ آيا نمي توانيد اين موارد را بيابيد ؟ شرط مي بندم كه مي توانيد ـ درواقع اگر وقت كافي داشته باشيد ـ صد و حتي هزار مورد را نام ببريد و چه بسا به جايي برسيد كه ديگر حتي حاضر به ديدن مادرتان نشويد ! افرادي كه به نكات منفي تمركز مي كنند غالباً با بيان اين جمله به دفاع از خود  بر مي خيزند : “ من فقط واقع بين هستم  اما مسلم اين است كه هركسي خالق واقعيت خود است . اين شما هستيد كه تصميم مي گيريد مادر خود و يا هر شخص ديگر را چگونه  ببينيد . از افراد پيرامونتان يكي را انتخاب كنيد و بر ويژگيهاي مثبتي كه در او مي پسنديد ، دقيق شويد و ملاحظه كنيد كه چگونه روابط تان رو به بهبود مي رود . اين شيوه ، در مواردي مي تواند دشوار و يا حتي ترسناك باشد اما كارساز است .

نتيجه :

 آدمهاي مشابه ، وضعيت مشابه ، نگرشهاي متفاوت ! ما تصميم مي گيريم كه ديگران را چگونه ببينيم . نوع احساسي كه دربارة ديگران داريم به رفتارهاي آنها بستگي ندارد بلكه به نگرش خود ما مربوط است .

نوشته شده در پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 21:59 توسط کاوه| |

آه ای گل خوشروی خوشبوی من !

ترا سخت شنیدنیست انسان

 وراستی هم که شنیدنگاهیست عظیم عرصه ی انسان .

پس مرا گوش دار و هوش دار :

شنیدم که انسانی نیمانیم , نیم عاقل و نیم غافل؛

عرصه گاه بیکران مناباد مرا با صدا و صلایی گران در نوشت که :

خوشترین مجنون آنست که با جماعت مجنون عمر می سپرد !

وآن شنیدن را چنین به گفتن برخواستم که : دریغا و بسیار بار دریغا

که ناخوبترانیم ما

که در جماعت ما یک تن مجنون نیست

زیرا که یک تن عاقل نیست

این جماعت تمام دیوانه اند

دیوانه پول , دیوانه شهرت , دیوانه شهوت

دیوانه جا و جاه

دیوانه آز و نیاز ...

این را حتم دان و جز این ختم دان که :

عاقل , قربانی عقل خود و بی عقلی دیگران خواهد شد و

عاشق , قربانی عشق خود و بی عشقی دیگران .

گرچه آدم نیست آنکه عاقل نیست

لیک نیست تر از او آنست که عاشق نیست ؛

عاقل اگر به عقل خویش دریایی دَر کشد

عاشق به عشق صد دریا دُر کشد

و دل از جز آنسان سود آسمانسود در کشد .

نازنینا !

خویش را بگوی

نه با زبان که با روان

نه با روان ناروان

 که با روان روا و روان

خویشتن را بشنو

نه با گوش که با هوش

نه یک لحظه که لحظه لحظه

دریاب که منادیان آسمان صلای تو

از بام تا شام

بر ستیغای کوی روح صلا در می دهند که :

بر این قبیله ی نادان چون رعد غرّش کنید که :

اگرچه نمی فهمید و هرگز نخواهید فهمید ,

اما همین یک نکته را بفهمید که نفهمیدن هم حدی دارد ,

که از بی حدی خداوندگار ما آنست که هر چیزی را حدی نهاده است ؛

پس شمایان را سخت لازم آید ,

بلکه واجب آید که به اولگام بجوئید و بپوئید تا مرزگاه نفهمیدن خویش را دریابید

و آنگاه به ذره ذره دانایی ذره ذره آن را به هزیمت برید

و کماکم به حدود آگاهی عزیمت کنید .

آه اگر روزی روزگاری خداوند بی حد ما را به جرم نادانی ,

حد میزد ,

باورم کن که در جهان بی حدترین چیزها حد بود .

نوشته شده در پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 21:41 توسط کاوه| |

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس